الشيخ أبو الفتوح الرازي

28

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

گفتند : او با كدام دين خود خواند مردمان را ؟ گفت : با دين حنيفى ( 1 ) ، خنك آن را كه او را دريابد و به او ايمان آرد و او را تصديق كند ! گفتند : يا نبى اللَّه ! ميان ما و او چه مدّت باشد ؟ گفت : برابر هزار سال ، هر كه حاضرانى ( 2 ) ، غايبان را بگوى ( 3 ) كه : او سيّد الانبياست و خاتم الرّسل ، و نام او در صحيفه پيغامبران در اعلا درجه است . مدّتى به ( 4 ) مكّه مقام كرد تا مناسكى كه آن جا بود بگزارد ( 5 ) ، آنگه از مكّه بيرون آمد و روى به يمن نهاد در وقتى كه سهيل مى برآمد و به صنعا رفت از مكّه ، وقت زوال آن جا بود ، و آن يك ماهه راه است ، زمينى ديد خوش ، در او درخت و سبزى بسيار ، آن جا فرود آمد و خواست كه تا نماز كند ( 6 ) و طعامى خورد ( 7 ) . آب طلب كردند ، نيافتند . طلب هدهد كرد ( 8 ) تا او را راه نمايد بر جايى كه آب نزديكتر بود . او را نيافت ، گفت : * ( ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ . ) * قتاده گفت از انس مالك كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : هدهد را مكشى كه او دليل سليمان بود بر آب و قرب و بعد آن ( 9 ) بشناختى ، و او خواست كه در زمين جز خداى را نپرستند آن جا كه گفت : * ( وَجِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ ) * ( 10 ) * ( . گفتند : چون سليمان - عليه السّلام - فرود آمد ، هدهد گفت : سليمان مشغول است ، من يك ساعت در هوا بلندتر شوم ، و در طول و عرض دنيا نگرم . در هوا بسيار بر رفت و ( 11 ) از چپ و راست بنگريد ، بستانى ديد از آن بلقيس ، خواست تا آن بستان ببيند ، آن جا فرو شد هدهدى را ديد . گفتند : نام هدهد سليمان « يعفور . . ، و نام هدهد بلقيس « عنفير » ( 12 ) بود . هدهد بلقيس ، هدهد سليمان را گفت : از كجا مىآيى و كجا مىروى ؟ گفت :

--> ( 1 ) . كا : حقّى . ( 2 ) . آب ، آج : حاضرانيد ، آز ، آل ، مش : حاضر آيند ، كا : حاضر آييد . ( 3 ) . آب ، آج ، آز : آل ، مش : بگويند ، كا : بگوييد . ( 4 ) . آب ، آز ، مش : در . ( 5 ) . آب ، آج ، آز ، آل ، مش ، كا : بگذارد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : خواست تا نماز گذارد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : خورند . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : كردند . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : آب ، كا : او . ( 10 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 22 . ( 11 ) . كا بلند شد . ( 12 ) . آط ، آب : عيفر ، مش : عفر .